1
00:00:11,014 --> 00:00:16,381
«آدرس در دسترس سایت با اینترنت داخلی»
 ✦ « Golchindlg74.site » ✦

2
00:00:16,406 --> 00:00:21,733
گلچین دانلود - مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
<font color="#FFFF00">« Golchindl.Me »

3
00:00:25,849 --> 00:00:26,947
‫سلام رفیق

4
00:00:48,088 --> 00:00:53,536
<font color=#ff0000>... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...</font>
 ‫<font color=#00ffff>.:: کـ‌انـ‌ال تـلگـ‌‌رام : Saeed_Pardis_Sub  ::.</font>

5
00:01:02,240 --> 00:01:03,623
آخرین خبر از ویلا کوئین چیه؟

6
00:01:03,647 --> 00:01:05,871
‫از وقتی اومده لس‌آنجلس،
هنوز خودشو نشون نداده

7
00:01:05,896 --> 00:01:07,085
‫از زندان بخش پرسیدم

8
00:01:07,109 --> 00:01:09,629
‫دو روز پیش سعی کرده به دیدن اریک هیورث بره

9
00:01:09,653 --> 00:01:11,756
کار‫ درستی بود که اسمش رو
 گذاشتی تو ‫لیست ملاقات ممنوع

10
00:01:11,780 --> 00:01:14,059
‫- برگردوندنش
‫- مطمئنم از این بابت کلی حال کرده

11
00:01:14,408 --> 00:01:16,998
‫هیورث رو بذار تحت بازداشت حفاظتی

12
00:01:17,023 --> 00:01:20,723
‫- فکر می‌کنی یه زندونی رو بفرسته دنبالش؟
‫- نمی‌دونم اون زن چه غلطی می‌تونه بکنه

13
00:01:20,748 --> 00:01:23,427
‫هیورث تو ماجرای آدم‌ربایی
‫رومن سینکرا به اسمش اشاره کرده بود

14
00:01:23,452 --> 00:01:26,729
‫مطمئنم می‌خواد ساکتش کنه
‫بذار بهش این فرصت رو ندیم

15
00:01:26,753 --> 00:01:28,508
‫شنودمون چی شد؟ راه اندازی شد؟

16
00:01:28,533 --> 00:01:31,417
‫درخواستش رو دادم، اما
‫دادستانی طبق معمول دارن لفتش میدن

17
00:01:31,442 --> 00:01:33,945
‫- پیگیرشون می‌شم
‫- کاپیتان واگنر هم از نفوذش استفاده کرد

18
00:01:33,969 --> 00:01:36,030
‫و یه تیم مراقبت برای هتلش گرفت

19
00:01:36,054 --> 00:01:37,865
‫آمد و رفت‌ها رو چک می‌کنن

20
00:01:37,889 --> 00:01:39,965
‫هنوز چیز مهمی ندیدن،
‫اما خبرمون می‌کنن

21
00:01:41,878 --> 00:01:43,997
‫اوه، در این بین، کار همیشگی شروع شد

22
00:01:44,021 --> 00:01:46,589
‫روی ساختمونی تو میدسیتی یه جسد پیدا شده

23
00:01:46,614 --> 00:01:49,284
‫- یعنی توی ساختمون؟
‫- نه، روش

24
00:01:49,309 --> 00:01:52,825
‫چند تا تماس با 911 گرفتن که
‫از لبه ساختمون آویزونه

25
00:01:52,850 --> 00:01:55,510
‫آدرس رو براتون پیامک می‌کنم و
‫مورگن هم اونجا بهتون ملحق می‌شه

26
00:02:03,605 --> 00:02:04,797
‫این ساختمون...

27
00:02:05,147 --> 00:02:06,561
نمی‌دونم این چه ساختمونیه

28
00:02:06,585 --> 00:02:10,356
‫انگار یکی یه بشقاب اسپاگتی ریخته رو نقشه‌ش
‫و یه جورایی همون ساختمون رو ساختن

29
00:02:10,380 --> 00:02:14,034
هوم، ‫تایلر ویلانوئوا، 24 ساله،
‫سابقه‌داره

30
00:02:14,431 --> 00:02:15,431
هوم

31
00:02:15,712 --> 00:02:16,910
‫بذار حدس بزنم

32
00:02:17,316 --> 00:02:18,359
تخریب آثار عمومی؟

33
00:02:20,098 --> 00:02:23,511
‫- انگار که خیلی شلوغ کاری کرده، نه؟
‫- آره، ضربه با جسم سخت

34
00:02:23,536 --> 00:02:27,205
‫قربانی قبل از سقوط با یه شیء استوانه‌ای
‫محکم ضربه خورده. هنوز مطمئن نیستیم چیه

35
00:02:27,230 --> 00:02:29,736
‫چند ساعتی می‌شه که مُرده،
‫پس اوایل امروز صبح کشته شده

36
00:02:29,761 --> 00:02:31,785
وقتی ‫پیداش کردن
از لبه ساختمون آویزون بوده؟

37
00:02:31,810 --> 00:02:34,668
‫شاهدا دیدن که
لبه‌ی‌ بخشی از نمای اونجا گیر کرده

38
00:02:36,049 --> 00:02:39,266
‫مامورا فکر می‌کنن وقتی ضربه خورده
‫دو طبقه بالاتر بوده و از بالکن افتاده پایین

39
00:02:39,716 --> 00:02:40,777
‫بیچاره

40
00:02:40,802 --> 00:02:42,136
‫حاضری یه نگاهی بندازیم؟

41
00:02:50,671 --> 00:02:53,582
‫گفتی یه شیء استوانه‌ای به سرش خورده، درسته؟

42
00:02:55,164 --> 00:02:58,147
‫فکر نکنم قوطی اسپری اونقدر محکم باشه
‫که همچین آسیبی رو ایجاد کنه

43
00:02:58,553 --> 00:03:01,598
‫- واو، این خیلی...
‫- تهوع‌آوره

44
00:03:02,182 --> 00:03:04,999
اوم ‫نه، می‌خواستم بگم
 ‫باحاله چون یه کار هنریه

45
00:03:05,435 --> 00:03:07,080
‫نقاشی رو دیوار هنر نیست، مورگن

46
00:03:07,104 --> 00:03:09,315
‫خلاف محسوب می‌شه و
‫خلاف‌ها باحال نیستن

47
00:03:09,643 --> 00:03:12,749
‫راست می‌گی. آره، کاملاً درسته،
‫خلاف‌ها باحال نیستن

48
00:03:13,944 --> 00:03:16,026
‫تو بچگی هیچوقت روی چیزی نقاشی کردی؟

49
00:03:16,697 --> 00:03:19,074
‫آها، فراموش کردم
تو بچگی، هیچوقت بچگی نکردی

50
00:03:19,501 --> 00:03:22,605
‫ای خدا، اینجا گرم نیست، ها؟
 تعجب نداره ‫تایلر شب‌ها کار می‌کرده

51
00:03:22,630 --> 00:03:24,971
‫خب، این یه ساختمون متروکه‌ست
 یعنی امکانات نداره

52
00:03:24,996 --> 00:03:26,447
‫نمی‌تونی کولر رو روشن کنی

53
00:03:29,967 --> 00:03:31,469
‫هی، اینجا خون داریم

54
00:03:34,172 --> 00:03:36,239
‫به نظر می‌رسه قربانی اینجا ضربه خورده،

55
00:03:36,693 --> 00:03:38,569
و ‫از اون طرف از دست مهاجم، فرار کرده

56
00:03:38,593 --> 00:03:40,973
‫احتمالاً گیج بوده،
‫و داشته خون از دست می‌داده،

57
00:03:40,998 --> 00:03:42,556
‫به لبه برخورد کرده و سقوط کرده

58
00:03:42,889 --> 00:03:44,002
‫تقریباً درسته؟

59
00:03:48,353 --> 00:03:51,207
‫این آخرین کاریه که
 تایلر قبل از مرگش روش کار می‌کرده

60
00:03:51,231 --> 00:03:53,298
‫رنگ‌ها با رنگ روی دستاش مطابقت داره

61
00:03:54,394 --> 00:03:57,699
‫- دیفانکت، باید اسم هنریش باشه‫
اوهوم، آره، ولی اینو ببین -

62
00:03:57,957 --> 00:03:59,685
‫این مال تایلر نیست

63
00:03:59,710 --> 00:04:02,432
قبل از اینکه کشته بشه
‫داشته رو اثر یکی دیگه رگینگ می‌کرده

64
00:04:02,457 --> 00:04:05,568
‫- رگینگ یعنی چی؟
‫- خط کشیدن، پوشوندن رو نقاشی یکی دیگه

65
00:04:05,593 --> 00:04:06,473
!ها

66
00:04:06,498 --> 00:04:07,606
مثل رومن، ها؟ -
اوهوم -

67
00:04:07,631 --> 00:04:10,642
‫آره، صحنه گرافیتی لس‌آنجلس بود که
‫رومن کارش رو با نقاشی دیواری شروع کرد

68
00:04:10,667 --> 00:04:13,156
‫گفت که گرافیتی‌کارها یه کد اخلاقی دارن

69
00:04:13,364 --> 00:04:15,738
‫اون کد اخلاقی می‌گه که
‫با یه اسپری می‌تونی کشته بشی؟

70
00:04:16,379 --> 00:04:17,380
...‫خب

71
00:04:18,286 --> 00:04:22,350
‫اگه یه گرافیتی‌کار یه کار سریع بزنه
‫و یکی روش رو خط بکشه، خیلی مهم نیست

72
00:04:23,251 --> 00:04:26,159
اما اگه هنرمند خط‌هاش رو کشیده باشه
 و بعد رفته باشه سمت سایه‌زنی

73
00:04:26,183 --> 00:04:30,040
‫و بعد یکی روش رنگ بزنه،
خوب نیست، ‫اما آخر دنیا هم نیست

74
00:04:31,354 --> 00:04:35,484
‫اما رنگ زدن روی یه اثر کامل
‫که زمان و مهارت زیادی برده...

75
00:04:37,501 --> 00:04:38,600
‫اون مشکل داره

76
00:04:39,485 --> 00:04:40,921
‫و می‌تونه به خشونت کشیده بشه

77
00:04:40,946 --> 00:04:42,592
‫یا تو این مورد، مرگبار

78
00:04:42,616 --> 00:04:44,761
‫ پس به تکنیسین این کار می‌گم
،این بخش رو بررسی کنه

79
00:04:44,785 --> 00:04:46,652
‫و به بقیه هم میگم به چی داریم فکر می‌کنیم

80
00:04:47,470 --> 00:04:49,347
‫آره، اوکی، وقتی رسیدین می‌بینمتون

81
00:04:50,250 --> 00:04:52,377
‫مورگن و کارادک دارن از صحنه جرم برمی‌گردن

82
00:04:52,402 --> 00:04:55,154
‫قربانی یه گرافیتی‌کار بوده،
‫با اسم هنری "دیفانکت"

83
00:04:55,545 --> 00:04:56,606
حیف که راست از آب دراومد

84
00:04:56,630 --> 00:04:58,900
‫آره، و فکر می‌کنن
 شاید قاتل یه هنرمند رقیب باشه

85
00:04:58,924 --> 00:04:59,984
‫اسم رقیب رو داری؟

86
00:05:00,008 --> 00:05:02,278
‫نه هنوز، فقط گرافیتی که ازش جا مونده

87
00:05:02,302 --> 00:05:05,837
‫واحد مقابله با باندها یه دفترچه گرافیتی داره
‫تا فعالیت‌ها رو تو شهر ردیابی کنه

88
00:05:05,862 --> 00:05:07,026
یه ‫زنگ می‌زنم

89
00:05:07,051 --> 00:05:08,496
‫سلام، سلنا

90
00:05:12,257 --> 00:05:13,627
‫وقت بدی مزاحم شدم؟

91
00:05:16,047 --> 00:05:21,266
گ‌ ل‌ چ‌ ی‌ ن‌   د‌ ا‌ ن‌ ل‌ و‌ د

92
00:05:22,781 --> 00:05:25,009
‫نمی‌دونم سوتو تا کی می‌خواد
‫بذاره اون تو عرق بریزه

93
00:05:25,033 --> 00:05:26,921
‫به نظرت داره عرق می‌ریزه؟

94
00:05:27,390 --> 00:05:29,764
بالاخره ‫ارتباط بین ویلا و رومن رو می‌فهمیم

95
00:05:29,788 --> 00:05:31,053
‫فقط هنوز جواب رو پیدا نکردیم

96
00:05:31,078 --> 00:05:32,642
‫نه، قطعاً پیدا نکردیم

97
00:05:32,666 --> 00:05:34,487
‫خب شاید داریم سوال‌های اشتباهی می‌پرسیم

98
00:05:34,512 --> 00:05:37,032
اوه، ‫مورگن. هر چی که تو فکرته، بذارش کنار

99
00:05:37,057 --> 00:05:39,511
‫اون که بازداشت نیست
 دلیلی نداره نتونم باهاش حرف بزنم

100
00:05:39,536 --> 00:05:42,866
‫می‌دونم این قضیه خیلی ناراحت‌کننده‌ست،
‫اما باید بذاری سوتو اینو مدیریت کنه

101
00:05:44,381 --> 00:05:45,578
از ‫اون گرافیک‌کارها خبری شد؟

102
00:05:45,603 --> 00:05:48,115
‫- چند نفر که شاید گرافیت‌کار باشن تیک زدم...
‫- اما نیستن

103
00:05:48,139 --> 00:05:50,270
‫- مطمئنی؟
‫- آره، یه ورقی زدم

104
00:05:50,295 --> 00:05:53,955
‫سبک گرافیتی‌کارها خیلی خاصه
‫شکل حروف، سرعت اسپری

105
00:05:53,979 --> 00:05:55,122
آدم ما توشون نیست

106
00:05:55,146 --> 00:05:57,974
‫اگه می‌خوایم پیداش کنیم، به کسی
نیاز داریم که ‫با صحنه گرافیتی مرتبط باشه

107
00:05:57,999 --> 00:05:59,866
‫گرافیتی‌کارها به همکاری با پلیس معروف نیستن

108
00:05:59,891 --> 00:06:02,084
‫من یه کسی رو می‌شناسم
که کمک می‌کنه، ‫قبلاً بهش زنگ زدم

109
00:06:04,500 --> 00:06:07,134
‫می‌دونم. می‌دونم سختته که
‫تو این قضیه عقب بشینی

110
00:06:07,158 --> 00:06:09,984
‫هیورث اسمش رو الکی به زبون نمیاره
‫می‌دونه سر رومن چی اومده

111
00:06:10,009 --> 00:06:12,887
‫راست می‌گی، من یه نقشه دارم
بهم اعتماد کن

112
00:06:18,972 --> 00:06:21,819
‫امیدوارم اتاق بازجویی‌مون
‫زیاد ناخوشایند نباشه

113
00:06:21,844 --> 00:06:23,694
‫تالار پذیرایی‌مون رو دارن بازسازی می‌کنن

114
00:06:24,050 --> 00:06:25,218
‫ اتاق اتاقه دیگه

115
00:06:25,243 --> 00:06:26,243
...خب

116
00:06:26,879 --> 00:06:28,842
‫ چی باعث شد بیای لس‌آنجلس؟

117
00:06:28,867 --> 00:06:32,576
‫بعد حرفایی که تو نیویورک بهم زدی،
‫مجبور شدم بیام تا از آبروم دفاع کنم

118
00:06:32,601 --> 00:06:33,821
‫واقعاً؟

119
00:06:33,846 --> 00:06:37,664
‫اگه اریک هیورث داره
‫اتهاماتی علیه من مطرح می‌کنه،

120
00:06:37,689 --> 00:06:40,817
‫باید بفهمم تهش چیه
‫باید روشنش کنم و بذارمش کنار

121
00:06:41,401 --> 00:06:43,320
‫خب، آقای هیورث در دسترس نیست

122
00:06:43,802 --> 00:06:46,648
‫آره... خودم متوجه شدم

123
00:06:48,405 --> 00:06:50,949
‫خب من با یه پیشنهاد اومدم

124
00:06:51,369 --> 00:06:54,163
‫بهم گفتی یه پرونده قدیمی داری،

125
00:06:54,188 --> 00:06:55,765
آم، ‫یه آدم گمشده…

126
00:06:57,417 --> 00:06:59,586
‫رومن سینکرا

127
00:07:00,201 --> 00:07:01,775
...‫خب، من رابط‌هایی دارم

128
00:07:02,423 --> 00:07:03,721
و می‌تونم کمکت کنم

129
00:07:04,413 --> 00:07:07,157
‫و بعد جفت‌مون به چیزی که می‌خوایم می‌رسیم
...‫تو سینکرا رو پیدا می‌کنی

130
00:07:07,182 --> 00:07:12,002
‫و من... منم ثابت می‌کنم که هیچ ربطی
‫به هر اتفاقی که براش افتاده نداشتم

131
00:07:12,446 --> 00:07:16,331
‫ببین، فکر کنم تو می‌ترسی
‫که ما زودتر از تو بهش برسیم

132
00:07:16,978 --> 00:07:20,153
‫و تو نتونی مطمئن بشی
‫که دیگه برای همیشه از بین رفته

133
00:07:21,107 --> 00:07:24,225
‫باور کن، سلنا،
‫تو دلت می‌خواد دوستت باشم

134
00:07:24,611 --> 00:07:26,413
‫به اندازه کافی دوست دارم. ممنون

135
00:07:27,739 --> 00:07:30,679
از جمله‫ تو این روزها، یکی مثل اریک هیورث

136
00:07:31,284 --> 00:07:33,647
‫تا حالا که خیلی همکاری کرده

137
00:07:35,372 --> 00:07:39,579
‫اون بلک بری رو یادته که
‫تو کوله‌پشتی رومن سینکرا پیدا کردم؟

138
00:07:39,604 --> 00:07:42,009
بهت ‫گفتم تکنسین‌هام دارن روش کار می‌کنن

139
00:07:42,034 --> 00:07:44,930
‫ما این پیام‌ها رو ازش استخراج کردیم

140
00:07:44,955 --> 00:07:48,916
‫اینا به یه جور رمز هستن،
‫که هنوز نمی‌تونیم واقعاً بخونیمشون،

141
00:07:48,941 --> 00:07:49,941
...ولی

142
00:07:49,966 --> 00:07:54,213
‫ روزها و ساعاتش با شبی که
‫رومن ناپدید شده مطابقت داره،

143
00:07:54,891 --> 00:07:57,115
‫انگار یه جور دستورالعمل باشن، می‌بینی؟

144
00:07:59,270 --> 00:08:01,398
‫واسه همین، به دادستان زنگ زدم

145
00:08:02,065 --> 00:08:05,902
‫حالا دارن یه جلسه صحبت با من
‫و دوست جدیدم، اریک هیورث، ترتیب می‌دن

146
00:08:06,887 --> 00:08:09,181
‫مطمئنم کمک می‌کنه بتونیم بخونیمشون

147
00:08:11,796 --> 00:08:12,852
‫واو

148
00:08:15,635 --> 00:08:17,095
‫حالا کنجکاو شدم

149
00:08:19,124 --> 00:08:21,769
‫پس، بهم بگو
که این ماجرا چطور واست تموم می‌شه

150
00:08:22,253 --> 00:08:26,445
‫و اگه نظرت رو درباره همکاری عوض کردی،
‫بهم بگو

151
00:08:26,470 --> 00:08:27,967
‫پیشنهادم همچنان پابرجاست

152
00:08:31,701 --> 00:08:33,163
‫می‌تونم که برم، درسته؟

153
00:08:34,078 --> 00:08:35,102
فقط ‫این یه بار

154
00:08:36,683 --> 00:08:39,590
‫داره چیکار می‌کنه؟
 صبرکن، ‫می‌خواد بذاره بره؟

155
00:08:39,615 --> 00:08:41,871
‫هی! هی! کار ما تموم نشده

156
00:08:41,896 --> 00:08:44,524
‫- مورگن، آروم باش
‫- به من نگو آروم باش، باشه؟

157
00:08:45,622 --> 00:08:46,722
‫- مورگن!
‫- ول کن!

158
00:08:46,747 --> 00:08:48,153
!مورگن -
نقشه‌ت این بود؟ -

159
00:08:48,178 --> 00:08:49,386
در حقیقت، آره

160
00:08:49,941 --> 00:08:54,195
‫باید صورتش رو می‌دیدم،
‫الان دیگه مطمئنم... ویلا کوئین ترسیده

161
00:08:55,203 --> 00:08:57,581
‫و با کمک هیورث،
به زودی‫ می‌فهمیم چرا

162
00:09:03,619 --> 00:09:04,855
‫چیزی ازش دستگیرت شد؟

163
00:09:05,446 --> 00:09:06,467
‫نه

164
00:09:06,913 --> 00:09:09,333
خب ‫سوتو وقتی باهاش حرف بزنه
از زیر زبون هیورث بیرون می‌کشه 

165
00:09:10,247 --> 00:09:11,885
‫هی، بهش نزدیک شدیم

166
00:09:14,743 --> 00:09:16,743
{\an8}رزروتون برای دو نفر در رستوران آلاوس"
" برای ساعت شش عصر ثبت شد

167
00:09:14,743 --> 00:09:16,743
هوم -
...اوم -

168
00:09:16,768 --> 00:09:18,038
‫چه رستوران شیکی

169
00:09:18,063 --> 00:09:20,535
‫رستوران محبوب لوسیه. داریم جشن می‌گیریم

170
00:09:20,560 --> 00:09:22,663
‫برای یه خونه تو لافایت پارک پیشنهاد داده،

171
00:09:22,687 --> 00:09:24,629
‫و فروشنده هم قبول کرده

172
00:09:25,315 --> 00:09:27,418
‫واو، از نظر آموزش منطقه خوبیه

173
00:09:27,442 --> 00:09:29,197
به نظرت ناراحت می‌شه
اگه خانوادم بیان اونجا؟

174
00:09:30,361 --> 00:09:33,352
مگه اینکه خودش از قبل
نقشه داشته باشه یه هم‌خونه بگیره؟

175
00:09:33,377 --> 00:09:35,180
‫خب، راجع بهش حرف زدیم

176
00:09:35,205 --> 00:09:36,205
چی؟

177
00:09:37,539 --> 00:09:38,661
اوکی

178
00:09:39,240 --> 00:09:41,556
‫شماها پنج دقیقه‌ست که دوباره باهمین

179
00:09:41,581 --> 00:09:43,425
‫این کار یه جورایی عجله‌ای نیست؟

180
00:09:43,450 --> 00:09:45,269
‫گفتم راجع بهش حرف زدیم، همین و بس

181
00:09:45,293 --> 00:09:47,144
‫اما اگه تغییری کرد،
‫تو اولین نفری که می‌فهمی

182
00:09:47,169 --> 00:09:48,629
‫نمی‌خوام اولین نفر باشم

183
00:09:48,964 --> 00:09:51,128
‫شاید بهتر باشه
به شرکت‌های خدماتی خبر بدی

184
00:09:53,300 --> 00:09:54,784
‫نیکول،

185
00:09:55,321 --> 00:09:56,321
سلام

186
00:09:56,346 --> 00:09:57,615
‫آه

187
00:09:57,639 --> 00:09:59,992
‫- مورگن
‫- چه قدر خوبه می‌بینمت

188
00:10:00,016 --> 00:10:03,996
‫خدا، انگار صد ساله
آخرین باری که دیدمت،‫ دخترت رو باردار بودی

189
00:10:04,020 --> 00:10:05,927
‫ایوا. الان 16 سالشه

190
00:10:05,952 --> 00:10:08,265
‫- شانزده؟ باور نکردنیه
‫- همینو بگو

191
00:10:08,849 --> 00:10:10,086
می‌دونی دیگه چی؟ -
هوم؟ -

192
00:10:10,110 --> 00:10:11,587
‫ یه هنرمند هم هست

193
00:10:11,611 --> 00:10:12,821
‫مثل باباش

194
00:10:13,404 --> 00:10:15,633
‫- آره، مثل باباش
‫- آه

195
00:10:15,657 --> 00:10:18,719
اوه، ‫نیکول هایسلر
ایشون هم کارآگاه آدام کارادک

196
00:10:18,743 --> 00:10:20,232
‫- از آشنایی‌ت خوشبختم
‫- منم همینطور

197
00:10:20,257 --> 00:10:22,181
‫نیکول استاد هنر شهریـه،

198
00:10:22,205 --> 00:10:26,139
‫اما وقتی باهاش آشنا شدم،
‫با اسم نیکول آنجلو می‌شناختنش

199
00:10:26,164 --> 00:10:28,764
‫- امیدوار بودم فراموش کرده باشی
‫- فراموش کردنش سخته

200
00:10:30,123 --> 00:10:31,381
‫- ممنون که اومدی
‫- خواهش می‌کنم

201
00:10:31,406 --> 00:10:33,961
‫خواستیم ببینیم می‌تونی
‫به شناسایی یه گرافیتی‌کار کمکمون کنی

202
00:10:34,370 --> 00:10:36,500
‫این اون چیزیه که وقتی قربانی
‫روش کار می‌کرده کشته شده

203
00:10:38,086 --> 00:10:40,054
‫صبرکن، دیفانکت مُرده؟

204
00:10:40,624 --> 00:10:42,656
‫- می‌شناختیش؟
‫- کاراشو می‌شناختم

205
00:10:43,226 --> 00:10:45,204
‫تو این عرصه هنری داشت مطرح می‌شد

206
00:10:45,228 --> 00:10:48,624
‫خب، چیزی که بهش علاقه داریم
‫همونیه که داشت روش نقاشی می‌کرد

207
00:10:48,648 --> 00:10:50,434
‫این سبک رو می‌شناسی؟

208
00:10:51,607 --> 00:10:52,941
...اوه، خب

209
00:10:52,966 --> 00:10:57,615
‫ این پاشش رنگ،
 و ‫رد قطرات رنگ رو در کناره‌ش می‌بینین؟

210
00:10:58,089 --> 00:10:59,549
‫اونا مثل یه امضا منحصر به فردن

211
00:11:00,505 --> 00:11:01,623
آره

212
00:11:01,648 --> 00:11:04,060
‫ سای‌کلاپس. نصف اینا مال سای‌کلاپسه

213
00:11:07,167 --> 00:11:09,867
...‫و اگه درست یادم باشه

214
00:11:09,892 --> 00:11:12,048
‫اون و دیفانکت با هم مشکل داشتن،

215
00:11:12,353 --> 00:11:14,274
‫قبلاً روی کار همدیگه خط می‌کشیدن

216
00:11:14,299 --> 00:11:17,062
‫- اسم واقعی سای‌کلاپس رو می‌دونی؟
‫- متأسفانه، نمی‌دونم

217
00:11:17,844 --> 00:11:21,105
‫خب، اگه اینا همه مال سای‌کلاپس باشه،
‫می‌دونم کجا کار می‌کنه

218
00:11:21,659 --> 00:11:23,839
‫این قوطی‌های رنگ همه از یه فروشگاهه

219
00:11:23,864 --> 00:11:26,743
‫خب، از کجا می‌دونی اونجا کار می‌کرده
‫و فقط مشتری نبوده؟

220
00:11:26,768 --> 00:11:28,581
‫خب، هرکی بودجه کمی داشته باشه می‌دونه

221
00:11:28,605 --> 00:11:32,001
‫که قوطی‌های کنسرو فرورفته رو دوباره
 انبار می‌کنن ‫و با تخفیف می‌فروشنش

222
00:11:32,025 --> 00:11:33,919
‫قوطی‌های اسپری رنگ فرورفته هم همینطوره

223
00:11:33,943 --> 00:11:36,547
‫مگه اینکه فرورفتگی روی درز باشه
‫چون اون وقت ممکنه منفجر بشه

224
00:11:36,571 --> 00:11:37,965
‫اینا بی‌خطرن چون خالی‌ان،

225
00:11:37,989 --> 00:11:40,689
‫اما این قوطی‌ها واقعاً باید
‫به عمده‌فروش برگردونده بشه،

226
00:11:40,714 --> 00:11:42,385
‫پس سای‌کلاپس اونا رو از فروشگاه نخریده،

227
00:11:42,410 --> 00:11:44,374
‫اونا رو خودش برداشته چون اونجا کار می‌کرده

228
00:11:48,839 --> 00:11:50,331
‫- چی شده؟
‫- هیچی

229
00:11:50,847 --> 00:11:53,484
‫فقط تعجب کردم که چرا
‫با پلیس همکاری می‌کنی

230
00:11:54,255 --> 00:11:55,691
‫به نظر خوشحال می‌رسی

231
00:11:56,122 --> 00:11:57,230
‫ازش خوشم میاد

232
00:11:58,254 --> 00:12:00,614
‫خب، می‌دونی، قهوه مجانی

233
00:12:03,943 --> 00:12:09,169
گ‌‌‌ل‌‌چ‌‌ی‌‌ن‌  د‌ا‌ن‌‌ل‌‌و‌‌د

234
00:12:18,821 --> 00:12:21,773
‫- هی، یه چیزی برای خودت سفارش بده
‫- نه، چیزی نمی‌خورم

235
00:12:22,148 --> 00:12:24,538
‫می‌بینم که سیگار برگ و بیکن
‫هنوز از پا درت نیاورده

236
00:12:25,668 --> 00:12:27,418
‫به نظرت کدومش اول منو از پا درمیاره؟

237
00:12:27,801 --> 00:12:29,849
ببین ‫بابا، برای یه کاری باید برگردم،

238
00:12:29,874 --> 00:12:31,924
‫و تو هم اگه گیر نباشی، ‫منو صدا نمی‌زنی

239
00:12:31,949 --> 00:12:33,252
‫خب، چی شده؟

240
00:12:35,091 --> 00:12:38,511
‫از شورای شهر خواستم یه کمیته
‫برای بررسی فساد راه بندازه

241
00:12:39,083 --> 00:12:40,112
‫تو؟

242
00:12:40,326 --> 00:12:41,340
چه حرف بامزه‌ای

243
00:12:41,365 --> 00:12:44,403
‫دارم به کاندیداتوری سنا فکر می‌کنم،
‫پس خودم چهره‌ اصلی‌ش می‌شم

244
00:12:44,428 --> 00:12:46,030
‫ روی رأی‌دهنده‌ها اثر مثبت داره

245
00:12:46,055 --> 00:12:47,567
‫آره، اینجوری بیشتر منطقی به نظر میاد

246
00:12:47,592 --> 00:12:50,690
‫درباره مورگن گیلوری چیزایی شنیدم،

247
00:12:51,348 --> 00:12:52,909
‫مشاورت، درسته؟

248
00:12:52,934 --> 00:12:54,369
‫فکر ‌کنم برای این کار عالی باشه

249
00:12:54,691 --> 00:12:55,977
...مزایای کامل

250
00:12:56,344 --> 00:12:57,883
فرصت پیشرفت شغلی

251
00:12:57,908 --> 00:13:00,720
‫مطمئنم می‌تونیم کمی بیشتر از
‫حقوق پلیس لس‌آنجلس بهش پول بدیم

252
00:13:00,745 --> 00:13:03,216
یکم ‫صبرکن، می‌خوای بهش پیشنهاد کار بدی؟

253
00:13:03,241 --> 00:13:05,844
‫آره، باهوشه، مشکل رو حل می‌کنه

254
00:13:05,868 --> 00:13:08,007
نه براش معنی نداره. بی‌نظیره

255
00:13:08,032 --> 00:13:10,431
‫ تو صد تا آدم دیگه هم
‫با این خصوصیات می‌شناسی

256
00:13:10,456 --> 00:13:12,851
‫چرا داری دنبال یکی از گروه من می‌گردی؟

257
00:13:13,555 --> 00:13:15,108
به یه جای حساس زدم، نیکی؟

258
00:13:15,795 --> 00:13:19,113
‫بیخیال پسر، جفت‌مون می‌دونیم
که ‫اون آدم خاصیه

259
00:13:19,674 --> 00:13:22,269
‫اینم می‌دونم که اون ‫نمی‌خواد باهات کار کنه

260
00:13:22,293 --> 00:13:25,272
‫خب، بیا بذاریم خودش تصمیم بگیره

261
00:13:25,508 --> 00:13:27,310
این ‫فرصت رو بهش بده

262
00:13:28,266 --> 00:13:31,021
‫ ازم می‌خوای این کارو بکنم،
‫یا داری بهم دستور می‌دی؟

263
00:13:31,393 --> 00:13:34,646
‫تو پسر بزرگ و بالغی شدی، مطمئنم
‫کاری رو می‌کنی که به نفع همه باشه

264
00:13:43,243 --> 00:13:48,524
« کانال تلگرام گلچین دانلود »
<font color="#ff281e">« @MyGolchindl »

265
00:13:49,392 --> 00:13:50,434
اوه، ‫واو

266
00:13:51,164 --> 00:13:53,475
‫این که دیگه واقعاً... واو

267
00:13:53,499 --> 00:13:57,109
‫تابستونی که توی ناتس بری فارم کار می‌کردم
‫مجبور بودم پیراهن هاوایی و شلوارک جین بپوشم

268
00:13:57,712 --> 00:13:59,519
‫این که خیلی بدتره

269
00:13:59,544 --> 00:14:01,489
‫- می‌تونم عکسش رو ببینم؟
‫- نه، جون خودت نه

270
00:14:02,008 --> 00:14:04,715
‫ببخشید، هی،
 دنبال کسی می‌گردیم که اینجا کار می‌کنه

271
00:14:04,740 --> 00:14:07,064
‫به اسم سای‌کلاپس، می‌شناسیش؟

272
00:14:13,436 --> 00:14:14,705
‫پلیس، راه رو باز کنین!

273
00:14:15,813 --> 00:14:18,626
‫با اون لباس مسخره چطور اینقدر تند می‌ره؟

274
00:14:18,651 --> 00:14:19,754
‫وایسا!

275
00:14:28,096 --> 00:14:31,617
‫تقریباً دو فوت فوم
 از پشت سطل زباله بیرون زده، نابغه

276
00:14:31,954 --> 00:14:33,122
‫بیا بیرون

277
00:14:34,551 --> 00:14:36,738
‫لعنت، من هیچ کاری نکردم

278
00:14:36,763 --> 00:14:38,645
‫آره، خب، اینو به تایلر ویلانوئوا بگو

279
00:14:38,669 --> 00:14:39,703
‫به کی؟

280
00:14:39,728 --> 00:14:41,639
‫دیفانکت. امروز صبح کشته شده

281
00:14:42,145 --> 00:14:43,561
‫یکی دیفانکت رو کشته؟

282
00:14:44,079 --> 00:14:45,527
من هیچ ربطی به این قضیه ندارم

283
00:14:45,551 --> 00:14:47,613
‫واقعاً؟ رقیبت یهو اتفاقی می‌میره

284
00:14:47,637 --> 00:14:51,153
‫- همون موقع که داشت روی کارهات خط می‌کشید؟
‫- رقیب بودیم، اما آتش‌بس اعلام کرده بودیم

285
00:14:51,178 --> 00:14:53,261
‫- با هم روی یه کار کار می‌کردیم
‫- چه جور کاری؟

286
00:14:53,286 --> 00:14:55,037
‫اون ساختمون عجیب، "اِنکِیس"

287
00:14:55,780 --> 00:14:57,281
‫بهمون پول می‌دادن روش گرافیتی بزنیم

288
00:15:07,698 --> 00:15:09,962
‫این عکسا خیلی کلافه‌ت می‌کنه، نه آنتون؟

289
00:15:09,987 --> 00:15:12,399
‫تو چه حسی داری اگه یکی
‫روی برگه جریمه‌ت نقاشی بکشه،

290
00:15:12,424 --> 00:15:13,972
‫یا هرچی که شما پلیسا براتون مهمه؟

291
00:15:13,996 --> 00:15:16,135
‫خب، می‌تونم بهت بگم ما
‫برای همچین چیزی کسی رو نمی‌کشیم

292
00:15:16,160 --> 00:15:18,268
همونطور که گفتم، ‫من اون یارو رو نکشتم

293
00:15:18,292 --> 00:15:21,486
‫من و دیفانکت آتش‌بس دادیم چون ‫جفتمون
 استخدام شدیم روی اون ساختمون کار کنیم

294
00:15:21,511 --> 00:15:23,763
‫- باشه، خب کی استخدامتون کرد؟
‫- نمی‌دونم

295
00:15:24,465 --> 00:15:27,408
‫یه نفر، حتی اسمش رو هم نمی‌دونم
‫هیچوقت اون یارو رو ندیدم

296
00:15:27,433 --> 00:15:29,079
‫- هیچی
‫- به بیشتر از اینا نیاز داریم

297
00:15:30,138 --> 00:15:31,526
‫چرا بوی زیرسیگاری می‌دی؟

298
00:15:31,551 --> 00:15:35,212
‫- اوه، ببخشید، با فرمانده ناهار خوردم
‫- توی زیرسیگاری؟

299
00:15:35,237 --> 00:15:36,588
‫چیزی ندارم بهت بگم

300
00:15:36,613 --> 00:15:39,498
‫تو یه کار از مشتری ناشناس گرفتی
‫که روی یه ساختمون گرافیتی بزنی؟

301
00:15:39,522 --> 00:15:42,280
‫آدمایی مثل من و دیفانکت
‫کارهامون رو توی انجمن‌های آنلاین می‌ذاریم

302
00:15:42,305 --> 00:15:45,927
‫چند ماه پیش، یه پست دیدم که به آدمای
‫گرافیتی‌کار پول می‌داد تا روی اِنکِیس رو بپوشونن

303
00:15:45,952 --> 00:15:49,007
‫صبرکن، یکی آگهی برای کار مجرمانه گذاشته؟

304
00:15:49,031 --> 00:15:52,105
‫فکر کردم شاید کار پلیس باشه،
ولی‫ گفته بود ساختمون متروکه‌ست،

305
00:15:52,130 --> 00:15:55,389
‫نگهبان نداره، و با رمز ارز
‫پرداخت می‌کنن تا دو طرف ناشناس بمونن

306
00:15:55,413 --> 00:15:57,556
‫واسه همین، بهش پیام خصوصی دادم

307
00:15:57,581 --> 00:16:00,493
‫- به نظر ریسک خیلی بزرگی میاد
‫- محض اطلاع اگه یادتون رفته،

308
00:16:00,801 --> 00:16:03,360
‫ تو لباس چکش می‌رقصیدم، ‫به پول نیاز داشتم

309
00:16:03,385 --> 00:16:05,242
‫معلوم شد که کارش واقعی بوده. پولمو گرفتم،

310
00:16:05,267 --> 00:16:07,518
‫و تا جایی که می‌دونستم،
‫من و دیفانکت با هم مشکلی نداشتیم

311
00:16:07,543 --> 00:16:09,926
‫میشه بگی
بین ساعت 5 تا 7 صبح کجا بودی؟

312
00:16:10,803 --> 00:16:12,371
‫خونه‌ی دوست دخترم تو یوربا لیندا،

313
00:16:12,851 --> 00:16:14,873
‫دو ساعت تا اینجا فاصله‌ست

314
00:16:14,898 --> 00:16:17,161
اوه ‫و دوست دخترت
هیچوقت بخاطر تو دروغ نمی‌گه؟

315
00:16:17,185 --> 00:16:20,775
‫شاید بگه، اما به گمونم
‫بچه‌های پلیس راهنمایی دروغ نگن

316
00:16:20,800 --> 00:16:24,095
‫آره، وقتی محل کار رو ترک می‌کردم
 نگهم داشتن، ازشون بپرس

317
00:16:26,652 --> 00:16:28,805
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم پلیس
‫منو از دردسر نجات بده

318
00:16:28,830 --> 00:16:31,477
‫چرا یکی به آدما پول میده
‫روی اون یه ساختمون خاص گرافیتی بزنن؟

319
00:16:31,502 --> 00:16:33,427
‫برای اینکه تا جای ممکن
‫روی اون بخش رو بپوشونن؟

320
00:16:33,451 --> 00:16:35,556
‫خب، به نظر نمی‌رسه
 صاحب‌هاش بخوان ‫کمکی بکنن

321
00:16:35,581 --> 00:16:37,596
‫اینجا نوشته اونا یه کنسرسیوم
‫تو هنگ‌کنگ هستن

322
00:16:37,621 --> 00:16:40,559
‫سه سال پیش پولشون تموم شده
‫و از اون موقع خبری ازشون نیست

323
00:16:40,584 --> 00:16:41,986
!‫چه کنسرسیوم بامزه‌ای

324
00:16:43,336 --> 00:16:45,306
‫- دنبال چی می‌گردی؟
‫- معمارش

325
00:16:45,331 --> 00:16:48,525
‫طراحی همچین ساختمونی
‫زمان و برنامه زیادی می‌بره

326
00:16:48,549 --> 00:16:50,718
‫احتمالاً از رنگ جدید خوششون نیومده

327
00:16:51,636 --> 00:16:53,869
‫- این کار هیچوقت بهت فشار نمیاره؟
‫- یعنی چی؟

328
00:16:53,894 --> 00:16:56,173
‫کار کردن تو بخش جرائم بزرگ،
‫تمام روز سروکله زدن با پرونده قتل

329
00:16:56,198 --> 00:16:57,259
‫آره، یعنی،

330
00:16:57,284 --> 00:17:00,621
‫اینکه همه چی رو کاملاً یاد می‌مونه
‫کمکی نمی‌کنه، اما ازش خوشم میاد

331
00:17:00,645 --> 00:17:03,360
‫- چرا؟ داری دوباره اخراجم می‌کنی؟
‫- شاید برعکس

332
00:17:03,689 --> 00:17:07,211
‫شورای شهر داره یه کمیته ضد فساد
‫ راه می‌اندازه و اونجا اسم تو هم اومده

333
00:17:07,235 --> 00:17:11,255
هوم، ‫معلومه که منو ندیدن توی عمده‌فروشی
مواد غذایی هرچی می‌خواستم برمی‌داشتم

334
00:17:11,926 --> 00:17:14,922
‫تو اینجا مهره مفیدی بودی،
ولی یه فرصت عالی به نظر میاد

335
00:17:14,947 --> 00:17:17,596
‫خب، خیلی ممنون، اما
‫دنبال فرصت شغلی نیستم

336
00:17:17,620 --> 00:17:19,431
‫باید راجع بهش فکر کنی، ساعت کاری 9 تا 5...

337
00:17:19,455 --> 00:17:22,211
‫باشه، چرا سعی می‌کنی ‫این کارو بهم
قالب کنی؟ می‌خوای از شر من خلاص شی؟

338
00:17:23,006 --> 00:17:24,119
‫البته که نه

339
00:17:24,144 --> 00:17:26,396
‫شورا فقط ازم خواسته
‫این پیشنهاد رو بهت انتقال بدم

340
00:17:26,420 --> 00:17:28,232
‫اوکی، عالیه. انجامش دادی. بهم گفتی

341
00:17:28,256 --> 00:17:31,355
‫می‌شه برگردیم به کاری که
‫ازش خوشم میاد؟ ممنون

342
00:17:31,380 --> 00:17:33,195
‫اوکی، جرالد لی

343
00:17:33,219 --> 00:17:36,823
‫"اِنکِیس حاصل سال‌ها کار من"
و فلان و فلان و فلان

344
00:17:36,847 --> 00:17:39,660
‫"بخشی جدایی‌ناپذیر از روح من"
اوه، ‫بیخیال دیگه

345
00:17:39,684 --> 00:17:42,385
‫خب، اگه کسی درمورد اون گرافیتی
‫نظری داشته باشه، می‌تونه خودش باشه

346
00:17:48,776 --> 00:17:50,254
‫ممنون که اومدی، آقای لی

347
00:17:50,278 --> 00:17:52,974
‫حدس می‌زنیم شنیدی که
‫توی ساختمون اِنکِیس چه اتفاقی افتاده؟

348
00:17:52,999 --> 00:17:55,234
‫آره، واقعاً وحشتناکه...

349
00:17:55,259 --> 00:17:56,694
خیلی احساس گناه می‌کنم

350
00:17:58,042 --> 00:18:00,771
‫- بخاطر واکنش اولیه‌م
‫- چرا؟ چه واکنشی داشتی؟

351
00:18:00,796 --> 00:18:03,412
در قدم اول، به کسی که کشته شد فکر نکردم

352
00:18:04,420 --> 00:18:06,395
‫نگران بودم که
‫چه بلایی سر ساختمون من میاد

353
00:18:06,419 --> 00:18:09,231
‫منطقیه
 زمان و انرژی فوق‌العاده‌ای روش گذاشتی

354
00:18:09,255 --> 00:18:11,275
‫آره. توی دنیا مثلش نیست

355
00:18:11,809 --> 00:18:15,279
‫تیرهای نمای بیرونی، سازه نگهدارنده رو
‫بخشی از طراحی می‌کنه

356
00:18:15,303 --> 00:18:17,088
‫به خاطر همین اسمش رو گذاشتم اِنکِیس

357
00:18:17,113 --> 00:18:19,674
‫می‌دونستی گرافیتی‌کارها استخدام شدن
‫که نمای ساختمون رو خراب کنن؟

358
00:18:19,992 --> 00:18:22,122
‫- شوخی می‌کنین؟
‫- نمی‌دونستی؟

359
00:18:22,147 --> 00:18:23,662
‫کی به آدما پول میده همچین کاری بکنن؟

360
00:18:23,686 --> 00:18:25,163
‫ امیدوار بودیم شما بهمون بگی

361
00:18:25,187 --> 00:18:26,709
خب ‫هیچ نظری ندارم

362
00:18:26,734 --> 00:18:28,834
‫یعنی خب، ساختمون منتقدهایی داشته

363
00:18:28,858 --> 00:18:30,894
‫- بعضیا درکش نمی‌کردن
‫- واقعاً؟

364
00:18:30,919 --> 00:18:34,308
‫اما اگه اون همه گرافیتی
‫یه جور نقد بوده باشه چی؟

365
00:18:34,655 --> 00:18:36,592
‫- به خودشون برمی‌گرده
‫- چطور مگه؟

366
00:18:36,909 --> 00:18:38,862
ساخت ‫اِنکِیس بالاخره تموم می‌شه

367
00:18:39,128 --> 00:18:41,675
‫تا چند هفته پیش، تنها آدمای علاقه‌مند
...‫توسعه‌گرهایی بودن

368
00:18:41,700 --> 00:18:44,401
‫که می‌خواستن خرابش کنن تا زمینش رو بگیرن

369
00:18:44,426 --> 00:18:47,023
‫- نمی‌تونسته حس خوبی باشه
‫- راست می‌گی، همینطوره

370
00:18:47,048 --> 00:18:49,749
‫اما اون گرافیتی‌ها ارزشش رو آوردن پایین

371
00:18:49,774 --> 00:18:51,127
‫یکی یهویی پیداش شد

372
00:18:51,152 --> 00:18:53,440
‫- و تو یه فروش خصوصی خریدش
‫- فروش خصوصی؟

373
00:18:53,674 --> 00:18:56,719
‫معنی‌ش اینه که اسم خریدار معلوم نیست
‫خب، راهی وجود داره که اونو بشناسی؟

374
00:18:58,163 --> 00:19:00,149
‫می‌تونم... می‌تونم یه تحقیق کامل بکنم

375
00:19:00,174 --> 00:19:02,257
‫آره، یا می‌تونی الان بهمون بگی

376
00:19:02,586 --> 00:19:04,202
‫فکر کنم می‌دونی خریدارها کیا هستن

377
00:19:04,226 --> 00:19:07,164
‫ فقط نمی‌خوای ما بدونیم چون
‫اونا دارن ساختمونت رو تموم می‌کنن

378
00:19:07,188 --> 00:19:10,662
‫خوندیم که این ساختمون چقدر
‫برای آینده‌ی شغلی‌ت مهمه، آقای لی،

379
00:19:11,091 --> 00:19:14,646
‫اما اگه اون خریدار ربطی به
‫قتل تایلر ویلانوئوا داشته باشه

380
00:19:14,671 --> 00:19:16,676
‫و ازشون محافظت کنی، این معاونت در جرمه

381
00:19:16,701 --> 00:19:19,509
‫خب، مگه اینکه بخوای خبر
‫مراسم افتتاحیه‌ت رو از تو زندان بخونی،

382
00:19:19,533 --> 00:19:22,036
‫شاید بد نباشه به این فکر کنی
‫که اون اسم رو بهمون بگی

383
00:19:28,350 --> 00:19:29,519
‫خانم لاتمور،

384
00:19:29,543 --> 00:19:33,368
‫- من کارآگاه کارادک هستم، و ایشون...
‫- بالاخره بِرد، پلیس اومده!

385
00:19:33,393 --> 00:19:34,945
‫ درباره اون گرافیتی اومدین؟

386
00:19:35,197 --> 00:19:36,782
آم...‫ در واقع، آره

387
00:19:53,136 --> 00:19:56,253
‫- حرفه‌ایه
‫- شوهرم چند روز پیش ‫موقع حادثه زنگ زد

388
00:19:56,278 --> 00:19:57,520
فکر کردیم شماها نمیاین

389
00:19:57,545 --> 00:19:59,174
‫ببخشید. اولین باره می‌شنویم

390
00:19:59,198 --> 00:20:00,378
‫قطعاً کار دیفانکت‌ـه

391
00:20:00,403 --> 00:20:02,803
‫یعنی درست قبل از مرگش اینجا بوده
‫و می‌خواسته پولش رو بگیره

392
00:20:02,827 --> 00:20:05,162
‫- صبرکن، کسی مُرده؟
‫- موضوع چیه؟

393
00:20:05,746 --> 00:20:08,189
‫خب، موضوع درباره دوستته، دیفانکت

394
00:20:08,498 --> 00:20:09,528
‫کی؟

395
00:20:09,835 --> 00:20:11,489
‫مردیی که می‌خواد پولشو بدی

396
00:20:11,877 --> 00:20:14,064
‫موضوع اینه، آقای لاتمور،
ما اومدیم ‫اینجا چون کارفرمات،

397
00:20:14,088 --> 00:20:16,316
‫شرکت صنایع رابنر هیوز
‫همین تازگی ساختمون اِنکِیس رو خریده

398
00:20:16,340 --> 00:20:18,134
‫و تو رئیس بخش تملک اونایی

399
00:20:18,159 --> 00:20:20,400
‫حالا، قصد داشتیم ‫بپرسیم که
 شما دیفانکت رو استخدام کردی

400
00:20:20,425 --> 00:20:22,336
‫و یه گرافیتی‌کار دیگه رو
‫تا ساختمون رو خراب کنن،

401
00:20:22,361 --> 00:20:24,655
‫اما با دیدن این، قطعاً جواب آره‌ست

402
00:20:25,224 --> 00:20:27,327
‫و تو و دیفانکت سر پول به مشکل خوردین

403
00:20:27,351 --> 00:20:29,356
‫آره، یه لحظه. شوهرت حقیقت رو بهت نگفته،

404
00:20:29,381 --> 00:20:32,289
‫و دلیل اینکه پلیس هیچوقت نیومده
 اینه که ‫اون بهشون زنگ نزده، بفرما بگو

405
00:20:32,314 --> 00:20:35,187
‫چه خبر شد؟ دیفانکت سعی کرد
‫ازت پول بیشتری بگیره تو هم کشتیش؟

406
00:20:35,568 --> 00:20:38,258
‫من... من کسی رو نکشتم

407
00:20:38,283 --> 00:20:39,948
‫رابنر هیوز اِنکِیس رو می‌خواست،

408
00:20:39,973 --> 00:20:42,792
‫و اگه معامله نمی‌کردم، اخراج می‌شدم،
ولی ‫صاحبش روی قیمت کوتاه نمیومد

409
00:20:42,817 --> 00:20:45,846
‫برای همین، گرافیتی‌کارها رو استخدام کردی
‫به این امید که گرافیتی‌هاشون قیمت رو پایین بیاره

410
00:20:45,870 --> 00:20:48,098
‫اوکی و رابنر هیوز پولش رو داد؟

411
00:20:48,122 --> 00:20:50,157
‫نه، من پول رو از ‫صندوق دانشگاه دخترها

412
00:20:51,292 --> 00:20:52,352
 برداشت کردم

413
00:20:52,377 --> 00:20:53,846
‫- چی؟
‫- اوه خدای...

414
00:20:54,128 --> 00:20:56,985
‫خب، اگه بهش پول دادی،
‫موضوع درب پارکینگ چیه؟

415
00:20:57,010 --> 00:21:00,986
‫خب، نقشه سریع‌تر از چیزی که فکر می‌کردم
 جواب داد ‫و من سعی کردم سهمش رو بدم

416
00:21:01,010 --> 00:21:03,827
‫بعد اومد خونه و من بهش پول دادم
‫می‌تونین هر دو انتقال رو ببینین

417
00:21:05,504 --> 00:21:06,577
‫خانم؟

418
00:21:08,728 --> 00:21:12,045
‫پرداخت دوم قبل از مرگ دیفانکت بوده
‫بِرد انگیزه نداشت

419
00:21:12,070 --> 00:21:14,920
‫- هیچ می‌دونی چطور خونه‌تو پیدا کرده؟
‫- اوم، فکر کنم می‌تونم جوابشو بدم

420
00:21:15,483 --> 00:21:17,335
‫تو یه اسکرین‌شات
 از موجودی حسابت براش فرستادی

421
00:21:17,359 --> 00:21:19,045
‫می‌خواسته مطمئن بشه پول رو داری؟

422
00:21:19,069 --> 00:21:21,822
‫آره، لوکیشن‌ت روشن بوده
‫مستقماً راهنمایی‌ش کردی خونه خودت

423
00:21:22,885 --> 00:21:24,657
‫- مادرم راست می‌گفت
‫- سندی...

424
00:21:24,682 --> 00:21:25,962
برو تو خونه، بِرد

425
00:21:31,039 --> 00:21:34,039
کم کم ‫حس می‌کنم مرگ دیفانکت
‫به‌خاطر ماجرای گرافیتی نبوده

426
00:21:34,415 --> 00:21:36,934
‫باید برگردیم همون ساختمون،
‫شاید اونجا با چیز دیگه‌ای روبرو شده

427
00:21:37,582 --> 00:21:42,793
گ‌ ل‌ چ‌ ی‌ ن‌   د‌ ا‌ ن‌ ل‌ و‌ د

428
00:21:44,340 --> 00:21:47,741
‫اوکی، پس دیفانکت اونجا
روی کار ‫سای‌کلاپس رو خط کشیده

429
00:21:49,542 --> 00:21:51,579
‫تقریباً همین دور و بر بهش حمله شده

430
00:21:52,895 --> 00:21:54,247
‫چی دیده بود؟

431
00:21:54,271 --> 00:21:56,713
‫چرا اینجا اینقدر گرمه؟
‫زیر بغلم حسابی عرق کرده

432
00:22:00,399 --> 00:22:01,713
آه... کارادک

433
00:22:04,275 --> 00:22:05,485
‫این قبلاً اینجا نبود

434
00:22:13,207 --> 00:22:14,899
‫فکر کنم یه مشعل گاز می‌بینم

435
00:22:18,212 --> 00:22:19,735
‫و چندین کپسول گاز

436
00:22:20,466 --> 00:22:21,926
‫باید خاموشش کنم

437
00:22:24,426 --> 00:22:26,279
‫نه، کارادک، صبرکن!
!وایسا، وایسا

438
00:22:26,303 --> 00:22:28,782
‫اون دستکش پُرش بنزینـه
‫کل اینجا منفجر می‌شه

439
00:22:28,806 --> 00:22:30,096
‫- دستکش؟
‫- آره

440
00:22:31,141 --> 00:22:33,203
‫بنزین لاتکس رو حل می‌کنه

441
00:22:33,227 --> 00:22:35,530
‫اون دستکش در واقع یه جور فیوز آهسته‌ست،

442
00:22:35,555 --> 00:22:37,241
...و وقتی سوراخ بشه

443
00:22:39,146 --> 00:22:40,415
‫مورگن، از اینجا برو بیرون

444
00:22:40,440 --> 00:22:42,096
‫- خب... داری چیکار می‌کنی؟
‫- هی

445
00:22:42,121 --> 00:22:43,794
‫هنوز وقت هست خاموشش کنم

446
00:22:43,819 --> 00:22:45,884
‫ پشت سرت میام، برو

447
00:22:45,909 --> 00:22:46,909
!اوه

448
00:23:01,798 --> 00:23:02,893
زودباش

449
00:23:06,541 --> 00:23:07,541
!آه

450
00:23:07,852 --> 00:23:08,852
!آه

451
00:23:12,408 --> 00:23:13,408
!آه

452
00:23:19,849 --> 00:23:20,850
‫نه!

453
00:23:24,927 --> 00:23:27,974
اوه ‫خدایا! اومدی، دیوونه شدی؟

454
00:23:27,999 --> 00:23:29,708
‫حق با توئه، من... باید اینو گزارش کنم

455
00:23:29,733 --> 00:23:32,853
‫- حالت خوبه؟ حالت خوبه؟
‫- من... خدای من!

456
00:23:33,633 --> 00:23:36,266
‫- آره... من خوبم
‫- نه، نه، نه. کارادک

457
00:23:36,290 --> 00:23:37,798
‫- 911 مشکلتون چیه؟
‫- من خوبم

458
00:23:37,823 --> 00:23:39,843
‫گرفتمت، اوه ...گرفتمت

459
00:23:40,088 --> 00:23:42,354
‫- 911، مورد اورژانسی‌تون چیه؟
‫- نه، نه

460
00:23:42,379 --> 00:23:43,422
اوکی

461
00:23:44,394 --> 00:23:45,780
یه افسر مصدوم شده

462
00:24:02,447 --> 00:24:03,529
‫مورگن؟

463
00:24:05,199 --> 00:24:06,769
یه فرصت دیگه بهت میدم حدس بزنی

464
00:24:06,794 --> 00:24:10,273
‫لوسیا. من... آخ
آروم، آروم، آدام

465
00:24:10,574 --> 00:24:12,910
‫- منظورم چیز نبود...
‫- می‌دونم نبود

466
00:24:14,524 --> 00:24:16,246
تو... فوق‌العاده شدی

467
00:24:18,374 --> 00:24:20,602
‫شام. لوسیا، خیلی معذرت می‌خوام

468
00:24:20,626 --> 00:24:23,253
‫نه، نه، نه، نیازی به عذرخواهی نیست

469
00:24:23,825 --> 00:24:26,100
‫تو خوبی، این تنها چیزیه که مهمه

470
00:24:26,125 --> 00:24:28,692
اوه، ‫حداقل می‌تونی یه کم آووکادو بذاری روش؟

471
00:24:28,717 --> 00:24:31,571
‫آب سیب نه، بندازش تو سطل آشغال
اون به پروتئین نیاز داره

472
00:24:31,595 --> 00:24:34,542
بسه، براش نان آووکادو
 و هر چی گوشت داری بیار، باشه؟

473
00:24:34,567 --> 00:24:35,808
‫خیلی گوشت می‌خوره

474
00:24:35,833 --> 00:24:36,833
اوه

475
00:24:37,643 --> 00:24:39,583
‫ببخشید مزاحم شدم. لوسیا

476
00:24:39,885 --> 00:24:42,121
اوه، ‫سلام، چقدر جذاب شدی

477
00:24:42,648 --> 00:24:45,114
‫تو نه، خیلی داغونی

478
00:24:45,139 --> 00:24:47,183
‫نزدیک بود کله‌ت رو به باد بدی، احمق جون

479
00:24:49,316 --> 00:24:51,109
‫- خوشحالم که حالت خوبه
‫- ممنون

480
00:24:53,473 --> 00:24:55,576
‫- این... این چیه؟
‫- کیسه صفراست

481
00:24:55,601 --> 00:24:57,766
‫می‌دونی، از کادوفروشی بیمارستان‫
یا این بود یا رحم

482
00:24:57,791 --> 00:24:58,834
‫انتخاب درستی بود

483
00:25:01,722 --> 00:25:02,727
‫این...

484
00:25:02,751 --> 00:25:05,021
‫کلوچه چیپس شکلاتی
‫که همه دونه‌های شکلاتش رو درآوردم

485
00:25:05,045 --> 00:25:08,400
‫و خب، قبل از اینکه دست بهش بزنم،
‫دستام رو خوب شستم

486
00:25:09,273 --> 00:25:10,670
‫چرا فقط یه کلوچه معمولی نگرفتی؟

487
00:25:10,695 --> 00:25:12,280
این ‫یه جور دیگه‌ست

488
00:25:14,738 --> 00:25:16,382
‫کس دیگه‌ای تو انفجار آسیب دید؟

489
00:25:16,830 --> 00:25:18,808
‫فقط یه قسمت از دیوار کمی ترک خورده

490
00:25:18,833 --> 00:25:20,742
پس ساختمون هنوز سرپاست؟ -
اوهوم -

491
00:25:20,767 --> 00:25:22,973
به لطف ما، که به‌موقع رسیدیم و خبرشون کردیم

492
00:25:24,075 --> 00:25:25,135
‫اونا تونستن...

493
00:25:25,160 --> 00:25:26,160
آخ

494
00:25:26,734 --> 00:25:29,045
‫خیلی‌خب، وقتشه یه‌ کم بخوابی، باشه؟

495
00:25:29,069 --> 00:25:30,176
‫باشه

496
00:25:43,083 --> 00:25:45,103
‫- بگیر
‫- اوه، مرسی

497
00:25:45,127 --> 00:25:46,145
خواهش می‌کنم

498
00:25:48,964 --> 00:25:49,995
‫خوبی؟

499
00:25:50,778 --> 00:25:52,658
‫آره، خوبم

500
00:25:53,936 --> 00:25:54,936
...فقط

501
00:25:55,701 --> 00:25:58,407
دوست بودن با یه پلیس همینه دیگه
‫می‌دونی که این چیزا ممکنه پیش بیاد،

502
00:25:58,432 --> 00:26:00,444
‫اما هیچوقت براش آماده‌ نیستی

503
00:26:00,469 --> 00:26:01,488
‫آره

504
00:26:03,604 --> 00:26:05,280
‫قبل از اینکه بهم زنگ بزنن،

505
00:26:06,297 --> 00:26:07,610
‫  توی رستوران نشسته بودم

506
00:26:08,576 --> 00:26:10,422
...تنها و

507
00:26:11,119 --> 00:26:12,447
‫یهو یاد روزای قدیم افتادم

508
00:26:13,188 --> 00:26:15,134
،اینکه قبلاً چجوری بود

509
00:26:16,700 --> 00:26:19,326
‫آدام غرق یه پرونده می‌شد و

510
00:26:19,951 --> 00:26:21,649
‫برنامه‌هامون رو فراموش می‌کرد

511
00:26:22,218 --> 00:26:23,420
‫منو فراموش می‌کرد

512
00:26:24,580 --> 00:26:27,867
‫- ولی الان این اتفاق نیفتاد
‫- نه، الان فرق کرده، و من...

513
00:26:29,127 --> 00:26:31,212
‫فکر کنم تو توی این تغییر نقش داشتی

514
00:26:32,508 --> 00:26:35,228
‫خب، فکر می‌کنم بعد یه روز کامل با من بودن،
‫دیگه حاضره بره خونه

515
00:26:39,711 --> 00:26:41,272
‫دیدنش تو این روز و حال خیلی سخته

516
00:26:42,509 --> 00:26:44,061
‫می‌دونی، اون همیشه محتاط بوده

517
00:26:44,086 --> 00:26:46,021
‫ من بیشتر، از اونایی‌ا‌م
که اول می‌پرن بعد فکر می‌کنن

518
00:26:46,046 --> 00:26:47,046
منم همینطور

519
00:26:48,315 --> 00:26:50,335
‫- می‌دونی، پارسال منو بردن تو اورژانس
‫- واقعاً؟

520
00:26:50,360 --> 00:26:51,413
اوهوم

521
00:26:51,438 --> 00:26:54,834
...‫از پارک میان‌بر زدم و دوچرخه‌م رو کوبیدم

522
00:26:55,165 --> 00:26:58,843
‫به مجسمه جرج واشنگتن
و سُم اسبش به آرنجم خورد

523
00:26:58,867 --> 00:27:00,095
اوه -
می‌بینی؟ -

524
00:27:00,119 --> 00:27:02,013
آرنج سُمی. بدترین چیزه -
اوهوم -

525
00:27:02,037 --> 00:27:03,247
‫افتضاحه

526
00:27:05,516 --> 00:27:07,059
‫می‌رم سری به آدام بزنم

527
00:27:08,833 --> 00:27:10,590
‫ممنون که کنارش بودی، مورگن

528
00:27:11,356 --> 00:27:12,925
‫تو واقعاً یه دوست خوبی

529
00:27:19,876 --> 00:27:25,090
گ‌‌‌ل‌‌چ‌‌ی‌‌ن‌  د‌ا‌ن‌‌ل‌‌و‌‌د

530
00:27:26,476 --> 00:27:27,477
خیلی‌خب

531
00:27:27,502 --> 00:27:28,502
آره

532
00:27:29,843 --> 00:27:30,916
‫حالش چطوره؟

533
00:27:30,941 --> 00:27:33,896
‫چند روزی واسه چک‌آپ نگهش می‌دارن،
‫اما حالش خوب می‌شه

534
00:27:35,322 --> 00:27:39,356
پس ‫کار از یه کم گرافیتی زدن، کشیده به کسی
 که می‌خواد کل ساختمون رو آتیش بزنه

535
00:27:39,381 --> 00:27:40,286
‫واقعاً همینطوره

536
00:27:40,311 --> 00:27:43,059
‫و به نظر می‌رسه
قاتل و عامل آتیش‌ یکی باشن

537
00:27:43,084 --> 00:27:46,004
پزشکی قانونی میگه یکی از اون
 کپسول‌های گاز، آلت قتاله بوده

538
00:27:46,029 --> 00:27:48,324
‫شکل استوانه‌ای با
‫ضربه به سر دیفانکت مطابقت داره

539
00:27:48,349 --> 00:27:50,520
‫پس عامل آتیش و دیفانکت با هم برخورد می‌کنن

540
00:27:50,544 --> 00:27:53,565
اوهوم، ‫اولین باری که این یارو
خواسته ساختمون رو آتیش بزنه

541
00:27:53,589 --> 00:27:54,902
‫دیفانکت اونو دیده،

542
00:27:55,666 --> 00:27:57,049
‫واسه همین عامل آتیش‌ اونو کشته

543
00:28:01,878 --> 00:28:05,033
‫مشکل این بوده که دیفانکت
‫از یه لبه ساختمون آویزون شده،

544
00:28:05,058 --> 00:28:06,826
‫واسه همین قاتل رفته و بعد برگشته

545
00:28:06,851 --> 00:28:09,191
‫آزمايشگاه هنوز داره سعی می‌کنه
‫اثر انگشت و دی‌ان‌ای رو

546
00:28:09,216 --> 00:28:11,259
از آثاری که از کپسولا مونده
پیدا کنن، ‫اما زمان می‌بره

547
00:28:11,284 --> 00:28:12,709
‫خب کی می‌خواد خرابش کنه؟

548
00:28:12,733 --> 00:28:15,794
‫هر آدم بیننده‌ای که
 به نظرش ‫ساختمون خیلی زشت شده

549
00:28:15,819 --> 00:28:18,748
‫اما ما هم به همین فکر کردیم
بعد ‫با جرالد لی، معمارش، حرف زدیم،

550
00:28:18,773 --> 00:28:20,842
‫و جوری از اون ساختمون حرف می‌زد
‫انگار بچه‌شه

551
00:28:20,866 --> 00:28:22,594
‫بعیده که خودش بخواد خرابش کنه

552
00:28:22,618 --> 00:28:24,026
‫همینطور شرکت صنایع رابنر هیوز

553
00:28:24,051 --> 00:28:26,431
‫منظورم اینه، اونو خریدنش
‫تا ساختمون رو پر از مستأجر کنن

554
00:28:26,455 --> 00:28:29,263
‫هنوزم بد نیست
...از خود لی یا برد لاتمور بپرسیم

555
00:28:29,288 --> 00:28:31,284
ببینیم نظرشون در این مورد چیه

556
00:28:31,684 --> 00:28:32,854
‫واگنره

557
00:28:32,878 --> 00:28:35,899
‫داره حال کارادک رو می‌پرسه که ببینه
‫می‌تونه تو پرونده کمک کنه یا نه

558
00:28:35,923 --> 00:28:37,942
‫- جواب نه بهش بدم؟
‫- پیشنهادش رو قبولش کن

559
00:28:37,966 --> 00:28:39,954
برای ‫بازجویی دوباره از لاتمور
اونم با خودت ببر

560
00:28:40,215 --> 00:28:42,906
‫و شما دو تا، برید با معمار حرف بزنین

561
00:28:42,930 --> 00:28:48,767
‫حتماً، اما فقط به خاطر اینکه
‫سوتو داره کاری می‌کنه که بگم حتماً

562
00:28:48,792 --> 00:28:49,971
‫فرستاده شد

563
00:28:51,299 --> 00:28:56,308
«آدرس در دسترس سایت با اینترنت داخلی»
 ✦ « Golchindlg74.site » ✦

564
00:28:58,843 --> 00:29:00,155
‫اون شغلی رو که گفتی یادته؟

565
00:29:00,180 --> 00:29:02,766
‫اگه پیشنهادت هنوزم پابرجاست،
‫فکر کنم علاقه‌مند باشم قبولش کنم

566
00:29:03,780 --> 00:29:05,048
‫- واقعاً؟
‫- آره

567
00:29:05,073 --> 00:29:07,424
‫ساعت کاری بهتر، حقوق بهتر، قتل کمتر

568
00:29:07,449 --> 00:29:09,675
همونطور که گفتی
‫حداقل باید بهش فکر کنم، درسته؟

569
00:29:12,508 --> 00:29:13,801
‫نه، نباید فکر کنی

570
00:29:14,674 --> 00:29:15,734
‫چرا نه؟

571
00:29:15,759 --> 00:29:17,511
‫چون اونوقت داری برای پدرم کار می‌کنی

572
00:29:18,423 --> 00:29:21,491
‫اون رئیس کمیته‌ست، و
‫تنها دلیلی که تو رو می‌خواد

573
00:29:21,516 --> 00:29:24,210
‫اینه که می‌خواد ازت استفاده کنه
‫تا خودش آدم خوبی جلوه کنه

574
00:29:26,209 --> 00:29:27,498
‫متأسفم، مورگن

575
00:29:28,475 --> 00:29:30,578
‫معلومه که تصمیمش با خودته،

576
00:29:30,602 --> 00:29:32,980
‫اما نباید بدون داشتن همه حقایق تصمیم بگیری

577
00:29:33,480 --> 00:29:34,876
‫و من... معذرت می‌خوام

578
00:29:34,901 --> 00:29:37,290
‫باید از اول باهات رو راست می‌بودم

579
00:29:37,810 --> 00:29:39,375
‫آره، واقعاً باید این کارو می‌کردی

580
00:29:40,586 --> 00:29:43,255
‫اون وقت مجبور نمی‌شدم خودم بفهمم،
‫که فهمیدم

581
00:29:44,366 --> 00:29:45,593
‫البته که فهمیدی

582
00:29:45,617 --> 00:29:47,428
‫تو به شورای شهر اشاره کردی
و بابات هم اونجاست

583
00:29:47,452 --> 00:29:49,413
‫که فهمیدنش هم
 یه سختی فیلم کریستوفر نولان نبود

584
00:29:51,915 --> 00:29:53,267
‫پس به اون کار علاقه‌ای نداری؟

585
00:29:53,291 --> 00:29:54,317
‫نه

586
00:29:54,668 --> 00:29:56,588
‫فقط می‌خواستم ببینم ‫با من صادقی یا نه

587
00:29:59,276 --> 00:30:01,212
‫یه کمی بیشتر از حد انتظار طول کشید

588
00:30:01,237 --> 00:30:02,493
‫اما بالاخره بهش رسیدی

589
00:30:03,074 --> 00:30:04,159
‫ممنون

590
00:30:06,555 --> 00:30:07,979
‫این کمیته برای پدرت مهمه، درسته؟

591
00:30:08,004 --> 00:30:10,073
‫چه حسی بهش دست می‌ده اگه بگم نه؟

592
00:30:11,401 --> 00:30:13,815
‫راستش، مورگن، اصلاً برام مهم نیست

593
00:30:20,745 --> 00:30:21,830
‫بازم تو؟

594
00:30:22,793 --> 00:30:24,882
‫- تو جدیدی
‫- برد لاتمور

595
00:30:24,906 --> 00:30:27,346
‫- کاپیتان واگنر
‫- زنم بچه‌ها رو برد

596
00:30:27,868 --> 00:30:30,075
‫رفتن خونه مادرش،
‫پس از این بابت ممنون

597
00:30:30,100 --> 00:30:31,169
ازم ممنونی؟

598
00:30:31,194 --> 00:30:33,268
‫ پس ‫همه اون کارای
احمقانه‌ای که کردی، تقصیر منه؟

599
00:30:33,500 --> 00:30:36,182
‫- مگه یکی از بچه‌های منی؟
‫- اشکالی نداره داخل حرف بزنیم؟

600
00:30:36,752 --> 00:30:37,795
‫آره

601
00:30:43,759 --> 00:30:45,870
‫می‌خواستیم اِنکِیس رو بخریم
نه در هم بکوبیمش

602
00:30:46,511 --> 00:30:48,996
‫کل اون محله داره رشد می‌کنه
چون ‫دارن یه خط قطار جدید می‌کشن

603
00:30:49,021 --> 00:30:50,707
‫اجاره‌ها داره می‌ره تو آسمونا

604
00:30:50,732 --> 00:30:52,702
به ‫نظرت کی می‌خواد آتیشش بزنه؟

605
00:30:52,726 --> 00:30:55,163
‫شواهدی از اقدام به آتیش زدن
‫داخل ساختمون پیدا کردیم

606
00:30:55,187 --> 00:30:57,457
‫واقعاً؟ شاید باید
‫کمی صبر می‌کردیم تا نهایی بشه

607
00:30:57,481 --> 00:30:58,815
‫تا قیمتش پایین‌تر میومد

608
00:31:00,067 --> 00:31:01,787
‫- شوخی کردم
‫- بامزه بود

609
00:31:01,812 --> 00:31:03,323
‫هی، می‌دونی که ماکتت اشتباهه؟

610
00:31:04,081 --> 00:31:06,513
‫با واقعی‌ش جور درنمیاد، ‫90 درجه چرخیده

611
00:31:06,538 --> 00:31:09,693
اوه، ‫آره، فکر کنم کارفرما‌های اصلی
‫ در آخرین لحظه این تغییر رو خواستن

612
00:31:11,519 --> 00:31:15,160
‫تیرهای نمای بیرونی، سازه نگهدارنده رو
‫بخشی از طراحی می‌کنه

613
00:31:16,792 --> 00:31:18,526
‫به خاطر همین اسمش رو گذاشتم اِنکِیس

614
00:31:18,551 --> 00:31:20,173
‫خدا، ‫چرا اینجا اینقدر گرمه؟

615
00:31:20,629 --> 00:31:22,149
‫تعجب نداره تایلر شب‌ها نقاشی می‌کرده

616
00:31:23,799 --> 00:31:26,852
‫تا حالا تو ساختمون بودی، برد؟

617
00:31:26,877 --> 00:31:29,233
‫- نه
‫- بذار بهت بگم، واقعاً اونجا گرمه

618
00:31:30,718 --> 00:31:33,354
‫- هی، الان می‌شکنیش
‫- نه، احتمالاً نمی‌شکنم

619
00:31:33,379 --> 00:31:36,042
‫اما اگر هم بشکنمش،
‫سندی باید درستش کنه، نه؟

620
00:31:36,596 --> 00:31:38,664
‫تو وضعیتی که الان قرار گرفته،

621
00:31:38,688 --> 00:31:41,011
‫طرفی که بیشترین نور رو می‌گیره
‫یه عالمه بتن داره

622
00:31:41,036 --> 00:31:42,582
‫اما جوری که تو گذاشتیش،

623
00:31:42,979 --> 00:31:46,157
طرفی که باید ‫بیشترین نور رو بگیره
‫اونقدرا بتن نداره

624
00:31:46,182 --> 00:31:47,305
...‫همه‌ش شیشه‌ست

625
00:31:48,024 --> 00:31:49,960
رشته رشته‌ست یا ‫هر چی قراره باشه

626
00:31:50,314 --> 00:31:52,196
‫قرار نیست اون ساختمون گرم بشه

627
00:31:52,702 --> 00:31:55,264
‫بخشی از طراحی‌ش اینه که خنک بمونه

628
00:31:55,288 --> 00:31:57,850
‫- می‌تونه یه مشکل باشه
‫- چه جور مشکلی؟

629
00:31:57,874 --> 00:32:01,026
‫خب، من متخصص نیستم، اما
این می‌تونه ‫باعث بشه کل سازه فرو بریزه

630
00:32:01,826 --> 00:32:03,283
‫خب، این که بد به نظر میاد

631
00:32:12,681 --> 00:32:14,281
‫فقط یه گزارش مختصر از پرونده بده، لطفاً

632
00:32:14,306 --> 00:32:15,827
‫نمی‌خواد استراحت کنی؟

633
00:32:15,851 --> 00:32:17,245
‫می‌تونم هم استراحت کنم هم گوش بدم

634
00:32:17,269 --> 00:32:19,750
‫- لوسیا کجاست؟
‫- اون رفت بیرون

635
00:32:20,179 --> 00:32:22,726
‫الکی فرستادیش جایی تا بتونی به ما زنگ بزنی؟

636
00:32:22,751 --> 00:32:24,752
آم، ‫فرستادمش برام یه کم آب بیاره

637
00:32:24,776 --> 00:32:26,587
آب خوردن که الکی نیست -
اوهوم -

638
00:32:26,611 --> 00:32:27,969
‫می‌شه بریم سراغ پرونده، لطفاً؟

639
00:32:27,994 --> 00:32:30,553
‫یعنی قبل از اینکه برگرده ببینه
داری تلفنی حرف می‌زنی؟ ‫آره، گرفتم

640
00:32:30,578 --> 00:32:33,574
آم، ‫فکر می‌کنیم هرکی
اون آتیش رو درست کرده، این کارو کرده

641
00:32:33,599 --> 00:32:36,201
‫تا این واقعیت رو پنهون کنه که
‫ساختمون داره فرو می‌ریزه

642
00:32:36,514 --> 00:32:37,574
‫قراره فرو بریزه؟

643
00:32:37,599 --> 00:32:41,181
‫مورگن و کاپیتان نقشه‌های ساختمون رو
‫از اون مدیر اجرایی، برد لاتمور گرفتن

644
00:32:41,439 --> 00:32:43,164
نقشه‌ها رو کارشناس‌ها بررسی کردن

645
00:32:43,189 --> 00:32:45,087
‫یادته که احساس کردیم اونجا خیلی گرمه؟

646
00:32:45,112 --> 00:32:46,895
‫ درست قبل از اینه که ساختمون منفجر بشه

647
00:32:46,920 --> 00:32:48,941
‫و تو هم احمقانه نزدیک بود خودتو بکشی؟

648
00:32:48,965 --> 00:32:51,068
‫آره مورگن، حافظه‌م سالمه، همه چی یادمه

649
00:32:51,450 --> 00:32:53,237
‫وقتی به اندازه کافی ورزش نکنه،
‫خلقش تنگ می‌شه

650
00:32:53,261 --> 00:32:55,610
‫التماس می‌کنم ادامه بدین

651
00:32:55,635 --> 00:32:57,572
‫خب، معلوم شده کارفرما‌های اصلی تصمیم گرفتن

652
00:32:57,597 --> 00:33:00,105
جهت ‫ساختمون رو در آخرین لحظه تغییر بدن

653
00:33:00,130 --> 00:33:02,339
‫می‌خواستن دفتر رئیس‌شون
 رو به سمت کوه‌ها باشه

654
00:33:02,364 --> 00:33:04,414
‫مشکل اینه که نقشه‌ها رو با عجله تهیه کردن،

655
00:33:04,439 --> 00:33:06,462
‫حالا طرفی از ساختمون که بتن بیشتری داره

656
00:33:06,487 --> 00:33:09,370
‫بیشترین نور رو می‌گیره،
که باعث می‌شه ‫ساختمون زیادی گرم بشه

657
00:33:09,395 --> 00:33:10,605
و این اصلاً خوب نیست

658
00:33:11,382 --> 00:33:13,033
‫مثل هر برج دیگه در لس‌آنجلس،

659
00:33:13,058 --> 00:33:15,176
‫اِنکِیس تو پایه خودش لرزه‌گیر زلزله داره

660
00:33:15,200 --> 00:33:17,553
که ‫بهشون می‌گن جداگرهای لرزه‌ای

661
00:33:18,100 --> 00:33:21,881
‫اما به گفته کارشناسایی که باهاشون حرف زدیم،
‫اگه اون ضربه‌گیرها زیادی داغ بشن

662
00:33:22,485 --> 00:33:24,849
‫انعطافشون رو از دست می‌دن ‫و کار نمی‌کنن

663
00:33:26,341 --> 00:33:29,879
‫به شکلی که الان هست، با هر زلزله
بالای 5 ریشتر، ساختمون فرو می‌ریزه

664
00:33:29,904 --> 00:33:32,659
‫و حالا که ما اینو می‌دونیم،
‫فهمیدیم آتیشی که شما پیدا کردین

665
00:33:32,684 --> 00:33:36,054
‫مخصوصاً راه انداخته شده بود تا به
‫بتن اون طرف ساختمون آسیب بزنه

666
00:33:36,079 --> 00:33:40,119
‫انگار یه نفر می‌خواسته طراحی ‫یکی از
طرف‌های ساختمون رو دوباره تفییر بده

667
00:33:40,144 --> 00:33:41,640
‫بدون اینکه کسی بپرسه چرا

668
00:33:41,665 --> 00:33:42,851
یعنی ‫معمارش

669
00:33:44,162 --> 00:33:45,840
‫- لی
‫- دقیقاً

670
00:33:47,719 --> 00:33:50,164
‫حتماً موقع آتیش زدن به دیفانکت برخورده

671
00:33:50,919 --> 00:33:52,747
‫و می‌دونسته که نباید بذاره شاهدی زنده بمونه

672
00:33:54,447 --> 00:33:57,044
‫کل حرفه‌ش به موفقیت اِنکِیس بستگی داشته

673
00:33:57,721 --> 00:34:01,417
اینجوری می‌تونسته اشتباهش رو درست کنه
‫ساختمون رو نجات بده و از رسوایی جلوگیری کنه

674
00:34:01,442 --> 00:34:03,007
‫از دیروز سعی کردیم ‫با لی تماس بگیریم

675
00:34:03,032 --> 00:34:05,594
‫مامور فرستادیم به خونه‌ش، دفتر کارش

676
00:34:05,619 --> 00:34:08,163
‫- دود شده رفته هوا‫
هی، باید برم. خداحافظ -

677
00:34:10,082 --> 00:34:12,452
‫تو قایمکی تماس گرفتی، آره همین کارو کرده

678
00:34:12,477 --> 00:34:13,612
حسابی گیر افتاد

679
00:34:14,028 --> 00:34:16,131
‫گفتی قبل از این خریدارای جدید،

680
00:34:16,156 --> 00:34:18,468
‫به نظر می‌رسیده که قراره
‫ساختمون رو تخریب کنن؟

681
00:34:18,493 --> 00:34:20,886
‫آره، به خاطر همین لی
‫احساس کرده که باید آتیشش بزنه

682
00:34:20,911 --> 00:34:23,674
‫منظورم اینه قبل از اون،
‫مشکلش خودبه‌خود داشت حل می‌شد

683
00:34:23,699 --> 00:34:27,102
‫و چیزهای اطراف مشعل شامل
‫قوطی اسپری هم بوده، درسته؟

684
00:34:27,127 --> 00:34:29,575
‫فکر می‌کنی داره سعی می‌کنه
‫آتیش رو گردن گرافیتی‌کارها بندازه؟

685
00:34:29,600 --> 00:34:32,658
‫آره، دقیقاً. اون مشعل‌ها همونایی‌ان
‫که گرافیتی‌کارا استفاده می‌کنن

686
00:34:32,683 --> 00:34:35,370
‫اونا به خشک شدن سریع رنگ کمک می‌کنن
‫و باعث میشه رنگ چکه نکنه

687
00:34:35,395 --> 00:34:37,553
‫حدس می‌زنیم برگشته
تا ببینه آتیش کار کرده یا نه

688
00:34:37,578 --> 00:34:40,932
‫و وقتی فهمیده که به موقع رسیدیم
‫تا از آسیب بیشتر جلوگیری کنیم، فرار کرده

689
00:34:40,957 --> 00:34:42,971
‫به همه مراجع مسافرتی اطلاع دادیم،

690
00:34:42,996 --> 00:34:45,906
‫پاسپورت، ماشین، کارت‌های اعتباری،
‫حساب‌های بانکیش رو زیر نظر داریم

691
00:34:45,931 --> 00:34:47,909
‫آخرین خریدی که قبل از اینکه
‫جلوش رو بگیریم کرده

692
00:34:47,934 --> 00:34:49,984
یه ‫کیسه خواب و فانوس بوده

693
00:34:50,759 --> 00:34:52,051
‫اما توشه غذایی نبوده؟

694
00:34:53,857 --> 00:34:55,601
‫برید خونه‌ش، دفتر کارش رو چک کنین

695
00:34:55,626 --> 00:34:58,028
‫ببینین می‌تونین سرنخی از
‫جایی که ممکنه قایم شده پیدا کنین

696
00:35:00,991 --> 00:35:02,842
"شرالد لی، معمار ساختمان اِنکِیس"

697
00:35:05,029 --> 00:35:06,761
‫واقعاً فکر می‌کنی می‌تونی همین‌جا بخوابی

698
00:35:06,786 --> 00:35:09,450
‫و وانمود کنی که ندیدم
‫داشتی با اداره تلفنی حرف می‌زدی؟

699
00:35:09,475 --> 00:35:11,101
‫من تو رو بهتر از اینا می‌شناسم

700
00:35:12,779 --> 00:35:14,762
‫ منم تو رو بهتر از اینا می‌شناسم
‫که فکر کنم می‌تونم گولت بزنم

701
00:35:14,787 --> 00:35:15,787
اوهوم

702
00:35:15,812 --> 00:35:17,608
‫اما بازم می‌تونم سورپرایزت کنم

703
00:35:26,919 --> 00:35:28,587
‫فکر کنم یه قرار بهت بدهکارم

704
00:35:29,706 --> 00:35:31,279
این مال آرلوئه؟ -
اوهوم -

705
00:35:32,025 --> 00:35:33,507
‫چطور از آرلو غذا گرفتی؟

706
00:35:33,532 --> 00:35:34,798
‫ سفارش دادم بیارن

707
00:35:35,383 --> 00:35:36,742
‫پرستارا کمکم کردن بچینمش

708
00:35:36,970 --> 00:35:38,328
اوه -
...اوه، درضمن -

709
00:35:40,107 --> 00:35:41,693
بهترین شراب کهنه‌ای که تونستم پیدا کنم

710
00:35:41,718 --> 00:35:42,904
‫اوه

711
00:35:43,310 --> 00:35:44,452
‫این محشره

712
00:35:45,218 --> 00:35:46,312
‫مال ناپاست؟

713
00:35:46,833 --> 00:35:48,185
کافه‌تریاست -
اوه -

714
00:35:50,877 --> 00:35:51,920
‫سلامتی

715
00:35:56,191 --> 00:35:57,191
اوم

716
00:36:03,592 --> 00:36:04,872
‫دوسِت دارم، لوسیا

717
00:36:09,907 --> 00:36:11,242
‫منم دوسِت دارم، آدام

718
00:36:32,115 --> 00:36:34,377
‫نمی‌دونم علایقش رو
تو ‫پروفایل دوست‌یابی چی زده؟

719
00:36:34,402 --> 00:36:35,402
خودش رو؟

720
00:36:36,520 --> 00:36:38,189
‫لپ‌تاپ رمز می‌خواد

721
00:36:38,214 --> 00:36:40,472
‫می‌فرستمش برای واحد فنی،
‫ببینم می‌تونن رمزش رو بشکنن

722
00:36:50,239 --> 00:36:51,365
‫اون چی داری؟

723
00:36:52,248 --> 00:36:55,873
‫فکر کنم اِنکِیس از این ساخته شده‫
بهش می‌گن بتن انعطاف‌پذیر

724
00:36:56,906 --> 00:36:59,333
‫و اولین بار هم نیست که
لی ازش استفاده می‌کنه

725
00:37:01,297 --> 00:37:02,522
‫چیز مهمیه؟

726
00:37:02,547 --> 00:37:03,693
اوه، آره

727
00:37:04,234 --> 00:37:06,533
‫چون بهم کمک کرد ‫بفهمم کجا قایم شده

728
00:37:23,027 --> 00:37:24,980
‫اون واقعاً عاشق دیوار خاکستری زشته

729
00:37:25,005 --> 00:37:28,050
‫فکر کنم زندان
از نظر زیبایی‌شناسی براش جذاب باشه

730
00:37:30,269 --> 00:37:32,195
‫اون آجر چطور بهت گفت کجاست؟

731
00:37:32,659 --> 00:37:34,619
اوه، ‫آجر نیست، یه ماکت کوچیکه

732
00:37:35,331 --> 00:37:38,405
‫این مرد تک‌تک طرح‌هایی که
 تا حالا کشیده رو نگه داشته

733
00:37:38,430 --> 00:37:40,865
‫و هر مقاله‌ای که تا حالا درباره‌ش نوشته شده

734
00:37:40,904 --> 00:37:43,180
‫خب... منظورم اینه، اوکی

735
00:37:43,205 --> 00:37:47,331
‫اما یکی از مقاله‌ها درباره این بود که
‫چطور سال‌ها برنامه داشته اِنکِیس رو بسازه

736
00:37:47,356 --> 00:37:51,923
اونم از اولین باری که ‫با بتن انعطاف‌پذیر
...کار کرده و وقتی ‫یه مشتری استخدامش کرده

737
00:37:51,948 --> 00:37:54,033
‫تا یه پناهگاه زیرزمینی درست کنه

738
00:37:56,296 --> 00:37:57,690
‫کیسه خواب و فانوس

739
00:37:57,715 --> 00:38:00,110
‫آره، این توضیح میده چرا
‫مجبور نبوده خوراکی ذخیره کنه

740
00:38:00,135 --> 00:38:03,573
‫می‌دونسته پناهگاه کاملاً خالیه
‫به جز یه انبار بزرگ غذا

741
00:38:03,598 --> 00:38:05,648
‫اما این چیز چطوری بهت گفت که یه پناهگاهه؟

742
00:38:05,673 --> 00:38:07,633
‫وقتی داشتیم دفتر لی رو می‌گشتیم،

743
00:38:07,658 --> 00:38:09,398
متوجه جزئیاتی روی ماکت کوچولوش دیدم

744
00:38:09,808 --> 00:38:11,286
‫اون مستطیل روی ماکت رو می‌بینی؟

745
00:38:11,732 --> 00:38:12,784
‫یه در هست

746
00:38:14,229 --> 00:38:15,312
‫نیکول

747
00:38:15,337 --> 00:38:16,989
‫- سلام
‫- سلام

748
00:38:17,014 --> 00:38:19,701
‫نیکول هایسلر
 ایشون ‫رئیسم، ستوان سوتو

749
00:38:19,726 --> 00:38:23,108
‫- شنیدم تو این پرونده خیلی کمک کردی
‫- خوشحالم که تونستم کاری انجام بدم

750
00:38:23,943 --> 00:38:27,005
‫پیامت رو گرفتم که
‫قاتل دیفانکت رو دستگیر کردین

751
00:38:27,301 --> 00:38:29,440
‫داشتم با گرافیتی‌کارهایی که
‫اونو می‌شناختن حرف می‌زدم،

752
00:38:29,465 --> 00:38:31,205
‫اونا ازم خواستن که تشکر کنم

753
00:38:31,991 --> 00:38:33,012
خیلی عالیه

754
00:38:33,037 --> 00:38:35,419
‫اما لازم نبود این همه راه رو
‫بیای اینجا که این کارو بکنی

755
00:38:36,122 --> 00:38:38,277
‫نه، راستش می‌خواستم یه چیزی هم بهت بدم

756
00:38:38,302 --> 00:38:40,049
در‫واقع، برای ایواست

757
00:38:41,217 --> 00:38:43,386
‫رومن کمکم کرد از اون زندگی دربیام

758
00:38:43,944 --> 00:38:45,041
‫ اینو بهم داد

759
00:38:45,646 --> 00:38:48,198
‫می‌خواست تفاوتی که 
یه هنرمند زن می‌تونه ایجاد کنه رو ببینم

760
00:38:48,899 --> 00:38:52,362
‫فکر کردم شاید برای دخترش هم الهام‌بخش باشه

761
00:38:54,163 --> 00:38:56,284
خیلی عاشق این میشه، ممنونم

762
00:38:57,382 --> 00:39:00,278
‫می‌دونی، شایدم خیلی دوست داشته باشه
‫گاهی وقت‌ها باهات حرف بزنه

763
00:39:00,303 --> 00:39:02,463
‫اگه نخوای سعی کنی که 16 سال دیگه بگذره

764
00:39:02,488 --> 00:39:03,636
‫بعد دوباره همدیگه رو ببینیم

765
00:39:05,556 --> 00:39:06,760
‫هر وقت خواستی بهم زنگ بزن

766
00:39:07,368 --> 00:39:08,805
‫حتماً می‌زنم، ممنونم

767
00:39:08,830 --> 00:39:09,830
هوم

768
00:39:17,015 --> 00:39:19,429
اوه، ‫صبرکن. نه، نه
می‌دونی که نمی‌تونی اینو نگه داری، نه؟

769
00:39:19,454 --> 00:39:20,948
‫نمی‌خوام نگهش دارم‫، فقط قرضش می‌گیرم

770
00:39:20,973 --> 00:39:23,679
‫فقط یه سری به بیمارستان می‌زنم و
‫کارادک رو در جریان می‌ذارم، باشه؟

771
00:39:25,557 --> 00:39:26,595
‫شب بخیر

772
00:39:31,935 --> 00:39:33,185
"ویلا کوئین"

773
00:39:38,480 --> 00:39:39,606
‫خانم کوئین

774
00:39:40,385 --> 00:39:41,546
‫هنوز توی لس‌آنجلسی؟

775
00:39:41,571 --> 00:39:45,259
‫آره، و فکر کردم یه خبری رو بهت بدم

776
00:39:45,284 --> 00:39:49,513
‫شنیدم که اف‌بی‌آی اریک هیورث رو
‫تحت بازداشت فدرال قرار داره

777
00:39:51,365 --> 00:39:54,845
‫- واقعاً؟ کسی به من نگفته
‫- آره، من فقط...

778
00:39:54,870 --> 00:39:56,701
‫ خودمم تازه فهمیدم

779
00:39:57,293 --> 00:40:01,682
‫ظاهراً یه خبری بهشون رسیده که اون
‫درباره یه قتل قدیمی اطلاعاتی داره

780
00:40:01,707 --> 00:40:04,199
‫مامور اف‌بی‌آی، لیلا فلین

781
00:40:04,550 --> 00:40:08,068
‫به عبارت دیگه، تو هیورث رو جایی جابجا کردی
‫که دستم بهش نرسه، اما تو بتونی

782
00:40:08,585 --> 00:40:11,402
اوه، ‫ببخشید عزیزم، باید برم
‫الان دارم میرم تو یه جلسه

783
00:40:11,427 --> 00:40:12,927
‫اما مطمئنم به زودی باهم حرف می‌زنیم

784
00:40:13,726 --> 00:40:14,727
‫خداحافظ

785
00:40:27,459 --> 00:40:28,516
‫یه لحظه

786
00:40:38,614 --> 00:40:41,400
‫هی، مراقب باش، اون ویسکی 30 ساله‌ست

787
00:40:45,351 --> 00:40:49,081
خودم می‌دونستم که باید از تو
انتظار ادب و نزاکت نداشته باشم

788
00:40:49,106 --> 00:40:50,774
‫- هوم، باید می‌دونستی
‫- خوبه

789
00:40:52,938 --> 00:40:53,938
اوم

790
00:40:55,153 --> 00:40:57,056
حق با توئه، واقعاً 30 ساله‌ست

791
00:40:58,359 --> 00:41:00,343
‫صاحب کلاب یکی از مشتریاست

792
00:41:00,562 --> 00:41:01,980
‫ اون بطری رو بهش هدیه دادم

793
00:41:06,294 --> 00:41:09,213
‫- خب، از پسر ناخلف خبری شده؟
‫- آره

794
00:41:09,961 --> 00:41:12,271
‫نیک دیگه مورگن گیلوری رو کنار نمی‌ذاره

795
00:41:12,929 --> 00:41:15,473
‫فعلاً قراره تو واحد جرائم بزرگ بمونه

796
00:41:16,309 --> 00:41:19,020
‫بفرما، کارت رو انجام دادم
 و دیگه می‌کشم کنار

797
00:41:19,045 --> 00:41:21,622
‫هر کاری که داری می‌کنی،
‫باید راه دیگه‌ای براش پیدا کنی

798
00:41:23,048 --> 00:41:24,049
‫خب...

799
00:41:25,439 --> 00:41:28,557
‫لازمه یادآوری کنم که
‫ما توی این قضیه باهم شریکیم؟

800
00:41:31,504 --> 00:41:33,575
من همه رازهای کثیفت رو می‌دونم

801
00:41:34,385 --> 00:41:36,512
اگه برم زیر آب، تو هم با خودم می‌کشم پایین

802
00:41:38,185 --> 00:41:39,395
خب حق با تو بود

803
00:41:40,151 --> 00:41:43,243
‫مجبوریم یه راه دیگه پیدا کنیم

804
00:41:52,445 --> 00:41:58,007
«آدرس در دسترس سایت با اینترنت داخلی»
 ✦ « Golchindlg74.site » ✦

805
00:41:58,032 --> 00:42:03,525
« ارائه شده توسط وبسایت گلچین دانلود »
<font color="#FFFF00">« Golchindl.Me »

806
00:42:04,276 --> 00:42:09,760
<font color="#ff0000">‫ترجمه شده توسط :     سعیـد پردیـس</font>
<font color="#ffff00">Saeed_Pardis_Sub      :کـانـال تلگـرام</font>
<font color="#00ffff">‫آيدی تلگرام جهت ارتباط:   Saeed8362</font>

